فتح الله آبروشن
رزمنده سرزنده و شوخ طبعی که در سال 1345 متولد شد و هم اکنون دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه آزاد اسلامی بهبهان می باشد و هنگام صحبت در زمینه دفاع مقدس با تمام احساسات و وجود خویش به نیکی از آن دوران یاد می کند و در صحبت های وی تکیه کردن بر زبان محلی و لری جلوه خاصی به فضای گفتگوی جمعی می دهد.

در سال 61 به جبهه های حق علیه باطل اعزام می شود و در این دوران یار و همراه وی در تمامی صحنه های حضورش همراهی با شهید علی رضا آتون می باشد که در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید و نفر سوم این حلقه عبدالرضا مهربان بود که جمعی سه نفره و صمیمی را برای خود ایجاد کرده بودند.
در پدافندی شیب نیسان در والفجر مقدماتی با وعده 48 ساعته که تبدیل به 42 روز شد با تمام سختی های آن حضور داشت و پس از آن در عملیات عظیم خیبر در گردان 4 (گردان امام حسین ع) در تیپ 15 آبی-خاکی امام حسن ع در محور العزیر شرکت و پس از آن تا آخر جنگ در ماموریت های مختلف آفندی و پدافندی شرکت موثر و کارایی داشت. عملیات های بدر ،والفجر8 و 9 و کربلای 5 ،ظفر 1 در آزادسازی پاسگاه اشغال شده از سوی دشمن متعلق به تیپ ویژه شهدا و پدافندی های آن مجموعه ای از عملیات هایی است که این رزمنده امام حسنی در کارنامه خود دارد.
در عملیات کربلای 5 که فرمانده دسته خط شکن شهید چمران از گردان فتح بود با هجوم به خط دشمن هنگامی که خود را در پای خاکریز دشمن می بیند متوجه می شود که هیچکدام از نیروهای دسته به خاکریز نرسیده اند و تمام آنها با آتش شدید دشمن زخمی و یا به شهادت رسیده اند که در همین لحظات صدای "لا تخف" و "تعال" عراقی ها برای اسارت وی او را از وضعیت خطرناکش آگاه و با آمدن پیکی از سوی عبدالصاحب غلامی فرمانده گروهان که نادر مشهودی بود به عقب برگشت و با توجه به تعداد زیاد مجروحین و شهدا به جستجوی وسیله ای جهت نقل و انتقال آنها می پردازد که نهایتاً در پشت نهر جاسم و کانال ها و شیارهای پر آب متوجه لندکروز قرمز رنگی می شود که با اصابت گلوله راننده آن به شهادت رسیده بود و وی با تلاش زیاد آن را پیش پل نهر جاسم آورده و با گذاشتن مجروحین که تعداد آنها به چهارده تن بالغ می شد به سمت اورژانس راه افتاد و با افزایش تعداد مجروحین که به 25 تن رسید صحنه لند کروز واقعاً تماشایی بود ضمن این که خودش نیز از ناحیه دست مورد اصابت تیر قرار گرفته و مجروح شده بود و با رسیدن به محور خط لشکر 31 عاشورا و متوجه شدن مسئول خط از همشهری بودن مجروحین با برادر امین شریعتی فرمانده لشکر 31 عاشورا که بهبهانی بود به گرمی مجروحین را برای مداوا پذیرش کردند.

هنگام صحبت از صحنه عملیات کربلای 5 صحنه های سختی را از نحوه شهادت و مجروح شدن برادران رزمنده بیان می کند که سبب تاثر هر انسان آزاده ای می شود و این سوال که چگونه می شود این یادگاران هشت سال دفاع مقدس را به فراموشی سپرد؟
روحیه شوخ طبعی به نحوی موثر بود که در اوج عملیات نیز دست بردار نبود و همین امر سبب روحیه مضاعف برای برادران رزمنده در صحنه های سخت نبرد بود که نوشتن عبارت شیخ کرم اله بر روی لندکروز غنیمتی و سیگار کشیدن وی در لحظات غیر معمول و سخت در مجاورت دشمن هنوز در یاد رزمندگان گردان و امام حسنی ها به جا مانده است.
برادر فتح الله آبروشن علی رغم همه بی مهری ها نسبت به رزمندگان ،حماسه دفاع مقدس را قابل تکرار می داند و هنوز از ذکر خاطره همراهی کردن گردان در عملیات نصر 4 که در آن بهترین دوستانش از جمله فرشاد درویشی و عبدالصاحب غلامی به شهادت رسیدند به سختی یاد می کند زیرا به علت ابتلا به یک دمل چرکین در بیمارستان بهبهان تحت عمل جراحی قرار گرفته و دوستانش در بیمارستان با وی خداحافظی کرده و وی به سختی و تلخی از آنها جدا شده بود و به همین خاطر نیز نام فرزند پسرش را فرشاد گذاشته بود.
هم اکنون فتح الله جانباز دفاع مقدس و برادر دوشهید امرالله و علی آبروشن در شرکت نفت گچساران به عنوان سرتکنسین آزمایشگاه مشغول به خدمت می باشد و هر زمان که بچه های زمان جنگ را می بیند دقیقاً روحیه همان سال ها را پیدا کرده و با همان حرارت و گفتار به یادآوری این خاطرات می پردازد خاطرات شیرینی از همراهی مردانی آسمانی که تاریخ و زمانه کنونی ما سخت به آنها نیاز دارد و برادرانی نظیر علی رضا آتون ،فرشاد درویشی،بدالصاحب غلامی ،داود دانایی و ....... که در صحنه های مختلف جنگ به شهادت رسیدند .